عدد آماری

شنيدن خبر مرگ يک نفر واقعاٌ دلخراش است .

شنيدن خبردو نفر دلخراش تر است .

شنيدن مرگ سه نفر خيلی دلخراش تر است .

اما شنيدن خبر مرگ بيش ازسی هزار نفر (۳۰۰۰۰ نفر) يک عدد آماری است .

روز سه شنبه روزنامه ايران تيتر زده بود : « ۲۰۰۰ نفر نجات يافته ۲۸۰۰۰ نفر دفن شده »

اين اعداد نشانگر يک واقعيت است که ما در يک جايی خطا رفته ايم - اگر در آن ۱۲ ساعت اول به کمک زلزله زدگان بشتابيم از عدد دوم کسر و به عدد اول افزوده ميشود ولی چون به هزار و يک دليل با دو روز تاخير به سر زلزله زدگان رفتيم نتيجه اين شد که عدد زير آوار ماندگان به سمت عدد مرگان ميل کرد .

خدا به مديران ما صبر بدهد تا با تانی و تامل بيشتری بر سالهای عمر مديريتشان اضافه نمايند .

مديری را می شناسم که بنا به اعتراف خودش در انگلستان مشغول گذراندن دوره دکترا بوده که بنا به دعوت يکی از دوستانش که وزير شده بودند به ايران آمده و مديريت يک بخشی را بعهده گرفته .

اين مدير محترم طی بيست و چند سال اخير بعد از انقلاب هميشه مدير بوده و از اين اداره کل به آن اداره کل منتقل و هميشه هم پست های اعلای مديريت را اشغال نموده است .

اما فارغ از کاردانی و کار ندانی اش آقا اين خط گند و خرچنگ قورباغه ای اش منو کشته . اين بابا خودش هم نميتونه خط خودشو بخونه . ملاحظه می کنيد که چقدر نوبره ؟

حالا ما ملت قدر نشناس از اين آقای مدير و امثالهم انتظار کار و خدمت هم داريم !

واقعاٌ که ما ملت چقدر قدر نشناسيم !

/ 0 نظر / 3 بازدید