وبلاگ تعزيه خوانی در کميجان

من هميشه در درون خودم دينی را نسبت به تعزيه خوانی و تعزيه خوانان کميجان احساس ميکردم و دلم ميخواست يه جوری اين دين را ادا کنم .

وقتی شروع به نوشتن مطالب تحقيقی در مورد کميجان کردم اين يکی از اولين موضوعاتی بود که توجه مرا بخود جلب کرد .

کتاب بکاء الباصرين را از حاج مسيب گرفتم و شروع کردم روی آن کار کردن و يافته های خودم را به همراه خاطراتم در اينباره نوشتم .

بعد هم که تکميل شد يک نسخه پرينت کردم و دادم به تعزيه خوانهای کميجان تا بخوانند و روی آن اظهار نظر کنند .

بعد از گرفتن نقطه نظرات آنها همان نسخه را بدست حاج مظفر بهادری دادم که هم پدرش مرحوم علی اکبرخوان و هم خودش در جوانی تعزيه خوان بود تا نظراتش را برايم بنويسد .

مدتها از او خبری نشد چند بار به سراغش رفتم و بالاخره وقتی ديدمش گفت :

فلانی من شرمنده ام اين کتاب توی ماشين ما بوده و پسرم با اون رفته کميجان يکی کتاب را از توی ماشين برداشته . ولی نگران نباش پيداش ميکنم و بهت می دم .

راستی تو چرا همه اش درباره تعزيه خوانان محله سراب کميجان مطلب نوشته ای و به محلات ديگر بی توجهی کرده ای ؟

گفتم حاجی جان من اونچه را که می دانستم نوشتم و انتظار دارم ديگران هم مطالب آن محلات را بنويسند .

بعدش هم ديگر اگر شما آن کتاب را ديديد من هم ديدم .

وقتی اينطور شد تصميم گرفتم مطالبم را به وبلاگ منتقل کنم و همين کار را هم شروع کردم .

امروز بالاخره موفق شدم وبلاگ تعزيه خوانی در کميجان را تکميل کنم .

اگر شما هم ميل داريد آنرا ببينيد ميتوانيد اينجا را کليک کنيد و يا به اين آدرس برويد :

http://komijantazie.persianblog.ir/

سيزلر ساغ اولون

 

/ 1 نظر / 8 بازدید
محمدکریم قدسی

سلام لطفا درصورت تمایل مارالینک کنید من هم قبلا شمارالینک کردم باتشکرhttp://taziyezarghan.blogfa.com/