جواب فاستوس تمام ناتمام

نويسنده: تمام ناتمام

چهارشنبه، 10 دى 1382، ساعت 15:59

سر افراز فرمودين.، آقاي مهندس، / بسيار كار مفيدي ميكنين كه با حوصله خاطرات و تجربياتتونو در اختيار نت ميذارين..اما كمي از ماحصل بگين، از اينكه تا اينجا به چه نتيجه اي رسيدين، بالخره دنيا دست كيه و ما چيكاره ايم؟ پيروز و تندرست.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  faustus.persianblog.ir

اينم نظر يکی ديگر از دوستان بود .

ببين دوست عزيز انسان در مسيری که طی ميکند به يک شناخت عمومی ميرسد و برای خودش می فهمد که بابا کی به کيه ؟ و اينکه دنيا دست کيه ؟ و اينکه ما چيکاره ايم ؟

اين حرفا هم از درون صحبت های يک نفر بدون اينکه صراحت داشته باشه قابل برداشت هست و ميشود فهميد که مثلاٌ « طرف چند مرده حلاجه » .

حالا من اگر بخواهم نقطه نظرات خودم و باورهای شخصی ام را برايت بگويم ممکن است متهم به القاء نظرات بشم و يا تشويش اذهان عمومی و نشر اکاذيب و غيره !

ولی دوست دارم مطلبی را برات بگم :

گروهی از امداد گران يکی از کشورها که برای کمک به زلزله زدگان بم آمده بودند در ميان ويرانه ها به جنازه مردی برخورد ميکنند و پس از خارج کردن آن از زير آوار او را شناسايی می کنند .

آن جنازه متعلق به يکی از همکاران سابق خودشان درگروه صليب سرخ جهانی کشور متبوعشان بود که خودش را بازخريد کرده بود و به جهانگردی پرداخته بود .

اين مرد جهانگرد پس از گشت و گذار در قسمت های مختلف دنيا گذرش به شهر زيبا و باستانی بم افتاده بود و مدتی را برای بازديد از ارگ باستانی بم در آن شهر مانده بود که ناگهان يک شب .....

امداد گران همگی انگشت حيرت به دندان مانده بودند که اين کجا و اينجا کجا ؟

/ 0 نظر / 5 بازدید