کلبه مرد روستايی

 

مدل نشستن تخمه کدويی

....

در يك كوشة اين كلبه يك اجاق سنگي به ديواره چسبيده بود و در يكطرفش هم با چوب و تخته سكويي درست كرده و خواربار و وسايل و مواد مورد نيازشان را در زير آن سكو گذاشته بودند .<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

شايد مساحت آن كلبه را بتوانم به حدود 12 مترمربع برآورد نمايم ولي بيش از اين نبود و واضح است كه چنين فضايي براي تنفس و زندگي و نشست وبرخاست و خور و خواب بيست و يك نفر انسان و يك ميت دراز كشيده تنگ بود و ما ناچار بوديم در چند روزي كه در آنجا بسر برديم بنحوي نشستن عادت كنيم كه حتي اين عادت در زماني كه به جاي وسيع رسيده بوديم نيز ما را رها نميكرد .

شيوة نشستن ما در آن كلبه به اينترتيب بود كه يك نفر بديوار تكيه ميداد و پاهايش را تا ميكرد و نفر بعدي هم در يك ستون در جلوي او مي نشست و به پاهاي او تكيه ميداد و به همين ترتيب تا آخرين نفر كه بديوار مقابل ميرسيد  ، سه صف نشسته از پسرها و يك صف هم از دختر ها تشكيل ميشد كه در جلوي هم نشسته و به همديگر تكيه داده بوديم .

اين شيوة نشستن را كه بنام مدل نشستن تخمه كدو نام گذاري كرده بوديم باعث ميشد كه ما بيست و يكنفر در آن كلبة كوچك روستايي جا بشويم و مثل پوستة تخمه كدو كه در داخل يكديگر قرار داده باشند بود ، وچنانچه روش ديگري براي نشستن و خوابيدن پيش ميگرفتيم  عملي و ممكن نبود و در آنصورت بايد تعدادي از بچه ها در فضاي آزاد مي ماندند ،  كه با توجه به سرماي هواي اول فروردين ماه غيرممكن بود .

صبح روز حركت.....

برای خواندن اصل اين خاطره به وبلاگ قصه های کميجان مراجعه نمائيد .

/ 1 نظر / 4 بازدید
farhad

سلام.....موفق باش..مار و يادت نره